تبلیغات
بازار 313 - جایگاه احکام و تقلید در اسلام

با كسب روز‌ی حلال پیش بسوی رستگاری

جایگاه احکام و تقلید در اسلام

نویسنده :بازار 313
تاریخ:دوشنبه 21 فروردین 1391-03:03 ب.ظ




اسلام، آخرین و کامل ترین دین و مکتبی است که تمامی برنامه های آن، مطابق فطرت و مصلحت انسانهاست، و با پیاده کردن آن، سعادت انسانها تأمین خواهد شد، و جامعه ای که در آن قوانین اسلام اجرا شود، جامعه ی ایده آل خواهد بود. احکام یکی از پایه های اصلی و اساسی مقررات و قوانین انسان ساز اسلام است.
برنامه های نجات بخش اسلام عبارت است از:

برنامه های اعتقادی که به "اصول دین" تعبیر می شود. اصول دین در نزد شیعه عبارتند از:

1- توحید

2- عدل

3- نبوّت

4- امامت

5- معاد


دستورات عملی که "فروع دین" یا احکام نامیده می شود؛ فروع دین در نزد شیعه عبارتند از:

1- نماز

2- روزه

3- حج

4- زکات

5- خمس

6- جهاد

7- تولّی

8- تبرّی

9- امر به معروف

10- نهی از منکر


مسائل روانی و رفتاری که "اخلاق" نام  دارد.

دسته اول: برنامه هایی  در رابطه با سالم سازی فکر و اعتقاد انسان است ، که  او باید آنها را از روی دلیل پذیرفته و معتقد باشد و چون این دسته از برنامه های اسلام، امور اعتقادی است و محتاج به یقین می باشد، پیروی از دیگران (تقلید) در آنها راه ندارد.
 
در حقیقت "احکام" یعنی مجموعه ی قوانین و دستورهایی که از جانب خداوند متعال برای سعادت زندگی بشر در تمام ابعاد آن صادر شده است، بشر ناگزیر از احکام الهی و قوانین آسمانی است تا بتواند در سایه ی آن راه صحیح انسانیت را پیموده و سعادت خویش را به دست آورد.

دسته دوم: برنامه های عملی است که وظیفه انسانها را نسبت به کارهایی که باید انجام دهند یا از آن دوری جویند مشخص می کند(1)، در حقیقت "احکام" یعنی مجموعه ی قوانین و دستورهایی که از جانب خداوند متعال برای سعادت زندگی بشر در تمام ابعاد آن صادر شده است، بشر ناگزیر از احکام الهی و قوانین آسمانی است تا بتواند در سایه ی آن راه صحیح انسانیت را پیموده و سعادت خویش را به دست آورد.

بنابراین هر مکتبی- مادی یا الهی- قوانین و مقرراتی دارد، و هیچ کس نیست که به مکتبی گرایش پیدا کند مگر آنکه به طور سربسته می داند که آن مکتب تکالیفی را بر دوش او خواهد گذاشت که باید به آن ملتزم شده و جامه ی عمل بپوشاند.

بر اساس این اصل کلی هر مسلمان از لحظه ای که با اراده و انتخاب، دین مبین اسلام را برمی گزیند و به آئین مقدس و آسمانی می گرود به طور  سربسته می داند این مکتب الهی تکالیف و دستوراتی از جانب خداوند عالم بر عهده ی او می گذارد که در صورت مخالفت با آن تکالیف مستحق کیفر و عقوبت اخروی خواهد شد لذا جهت آنکه از سقوط در پرتگاه مخالفت با تکالیف اجتناب کند لازم است تکالیف و احکام الهی را فرا گیرد و مطابق با آنچه که شارع مقدس خواسته عمل نماید.

هر کاری که انسان انجام می دهد، در اسلام دارای حکم خاصّی است، که عبارت است از:
واجب،
حرام،
مستحب،
مکروه،
مباح

لذا شناخت احکام دین در حدّ نیاز و ضرورت لازم است.(2)


چنانکه در سایر علوم و دانشها برای رفع نیاز جامعه ی انسانی، افرادی با صرف وقت و آموختن علوم پاسخگوی نیازهای دیگران می شوند در این رشته نیز باید گروهی از افراد به این امر مهم بپردازند به کسانی که در این رشته به حدّی از شناخت رسیده باشند که بتوانند احکام دین را از قرآن و روایات استخراج کنند، "مجتهد" یا فقیه می گویند و کسانی که در این حداّ از تخصص نباشند برای پی بردن به احکام دین به مجتهد که همان کارشناس احکام دین است مراجعه می کنند، بنابراین راههای بدست آوردن احکام دین اجتهاد و تقلید است.(3)
«علما بر جواز تقلید استدلالهای مختلفی نموده اند که مهمترین و محکمترین آنها بلکه می توان گفت تنها دلیل همان بناء و سیره ی عقلا بر رجوع جاهل به عالم و کارشناس است که از قضایای فطری و ارتکازی شمرده است و انسان بر اساس فطرت، آگاه است که باید در تمام مسائل که از آنها اطلاع ندارد به عالم مراجعه کند چه آن مسائل مربوط به اداره ی زندگی و حیات مادی باشد یا غیر آن
مکلّف در عمل کردن به احکام 3 راه دارد:

آن سه راه عبارتند از:
اجتهاد،

احتیاط،

تقلید.


 
تعریف اجتهاد، احتیاط و تقلید:

- اجتهاد یعنی استنباط و استخراج احکام شرعی و قوانین الهی از مدارک و منابع معتبر که نزد فقهای اسلام مقرر و ثابت شده است.

- احتیاط یعنی عمل کردن به طوری که مطمئن شود وظیفه ی شرعی خود را انجام داده است، مثلاً کاری را که بعضی از مجتهدین حرام می دانند و بعضی دیگر حرام نمی دانند به جا نیاورد و کاری را که بعضی واجب می دانند و بعضی دیگر واجب نمی دانند انجام دهد.(4)

- تقلید یعنی رجوع غیر متخصص به متخصص در احکام اسلامی(5) یا به بیان دیگر تقلید به معنای پیروی کردن و دنباله روی است و در اینجا پیروی از "فقیه" می باشد یعنی کارهای خود را مطابق فتوای مجتهد انجام دهد.(6)

 
عناصر تقلید:

عنصر اول: مُقَلِّد (با کسر لام): فردی که تقلید می کند را مقلد می گویند.

عنصر دوم: مقلّد (با فتح لام): فردی که از او تقلید می شود و واجد شرایط است را مقلّد گویند که همان مرجع تقلید است.

عنصر سوم: حکم یا آن حقیقتی که مورد تقلید است.


فلسفه تقلید:

«علما بر جواز تقلید استدلالهای مختلفی نموده اند که مهمترین و محکمترین آنها بلکه می توان گفت تنها دلیل همان بناء و سیره ی عقلا بر رجوع جاهل به عالم و کارشناس است که از قضایای فطری و ارتکازی شمرده است و انسان بر اساس فطرت، آگاه است که باید در تمام مسائل که از آنها اطلاع ندارد به عالم مراجعه کند چه آن مسائل مربوط به اداره ی زندگی و حیات مادی باشد یا غیر آن.

مثال: در صنعت به صنعتگر، در بیماری به پزشک و ... مراجعه می کنند.(7)

توضیح آنکه ما هر کاری را بخواهیم و راه و رسمش را نداشته باشیم ، به خبره ی همان کار مراجعه می کنیم و به هر شغلی که خواسته باشیم وارد شویم، راه و چاره ی او را از متخصص همان شغل می پرسیم و هر فنّ و صنعتی را که می خواهیم یاد بگیریم به شاگردی استادی می شتابیم که در آن فن و صنعت بصیر باشد و اصولاً سازمان تعلیم و تربیت عمومی در محیط اجتماعی انسان روی همین اصل استوار است. لذا در تعلیم فراگیری احکام دین هم باید به کارشناس آن که مجتهد جامع الشرایط است مراجعه کرد. وظایف مقرره ی اسلام برای جماعت مسلمین تشخیص علمی احکام دین است از راه اجتهاد و پر روشن است که انجام این وظیفه برای همه ی مسلمین امکان پذیر نیست و تنها عده ی معدودی قدرت انجام این وظیفه را داشته که می توانند با بررسی بیانات دینی از راه استدلال و نظر و به کار انداختن قواعد استنباط احکام و مقررات اسلام را بدست آورند. تعذر اجتهاد در احکام برای همه از یک طرف و وجوب تحصیل معرفت به احکام دین برای همه از طرف دیگر، موجب گردیده است که در اسلام برای افرادی که توانایی اجتهاد ندارند وظیفه ی دیگری در نظر گرفته شود و آن این است که احکام دین مورد ابتلاء خود را از افرادی که دارای ملکه ی اجتهاد و قریحه ی استنباط می باشند اخذ و دریافت دارند و این است تقلید. (8)

بنابراین تقلید، شیوه ای است عقلایی بلکه ضروری که حذف آن از زندگی بشر نه تنها رکود که سقوط آن را در بر خواهد داشت. قرآن مجید می فرماید: «فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون(9)؛ اگر چیزی را نمی دانید، از اهل اطلاع سوال کنید.»
بنابراین هر مکتبی- مادی یا الهی- قوانین و مقرراتی دارد، و هیچ کس نیست که به مکتبی گرایش پیدا کند مگر آنکه به طور سربسته می داند که آن مکتب تکالیفی را بر دوش او خواهد گذاشت که باید به آن ملتزم شده و جامه ی عمل بپوشاند.

حال باید دید ویژگیهای این مجتهد جامع الشرایط و مرجع تقلید چیست؟

1- مرد باشد 2- بالغ باشد 3- عاقل باشد 4- شیعه دوازده امامی باشد 5- زنده باشد 6- عادل باشد 7- اعلم از مراجع دیگر باشد 8- حریص به دنیا نباشد.

 
از چه راههایی می توانیم مرجع تقلید را بشناسیم؟

1- خودمان مرجع را بشناسیم و یقین پیدا کنیم.

2- شهادت دادن دو نفر خبره ی عادل (به شرط آنکه دو نفر با هم توافق داشته باشند.)

3- شیوع و شهرتی که برای انسان یقین و علم آورد.

 
چگونه می توانیم فتوای مرجع تقلید را بدست آوریم؟

1- شنیدن از خود مجتهد

2- شنیدن از دو نفر عادل که فتوای مجتهد را نقل می کنند.

3- شنیدن از یک نفر مورد اطمینان و راستگو

4- دیدن فتوی در رساله ای که اطمینان به درستی آن داریم.

 

پی نوشتها:

1- آموزش احکام، ویژه دختران، محمدحسین فتاح زاده، ص 17

2- احکام آموزشی عبادات (سطح 2) بر اساس فتاوای مراجع معظم تقلید، محمدرضا مشفقی پور، ص 15

3- آموزش احکام، محمدحسین فلاح زاده، ص 18

4- احکام آموزشی (عبادات)، محمدرضا مشفقی پور، ص 12

5- همان، ص 20

6- تحریر الوسیله، امام خمینی، قدس 1، ج1، ص 5 (به نقل از آموزش احکام، محمدحسین فلاح زاده)

7- تهذیب الاصول، ج 3، ص 163، تقریرات امام خمینی (قدس) به نقل از نشریه درسهایی از مکتب اسلام شماره 4 (40)، ص 45 ] عنوان: اجتهاد و تقلید در مذهب شیعه.[

8- نشریه درسهایی از مکتب اسلام شماره 4 (40) ص 46

9- سوره نحل، آیه 43.


بخش احکام اسلامی تبیان






تمام حقوق این سایت مربوط به سامانه پیامک کوتاه انصارالمهدی تبریز می باشد