تبلیغات
بازار 313 - احکام مزارعه

با كسب روز‌ی حلال پیش بسوی رستگاری

احکام مزارعه

نویسنده :بازار 313
تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1391-01:25 ب.ظ

(از رساله توضیح المسائل آیت الله روحانی):





مسأله 2224  مزارعه آن است که مالک با زارع به این قسم معامله کند که زمین را در اختیار او بگذارد، تا زراعت کند و مقدارى از حاصل آن را به مالک بدهد.

مسأله 2225  مزارعه چند شرط دارد:
اول  آنکه صاحب زمین به زارع بگوید زمین را به تو واگذار کردم و زارع هم بگوید قبول کردم، یا بدون اینکه حرفى بزنند مالک، زمینى را واگذار کند و زارع قبول نماید.
دوم  صاحب زمین و زارع هر دو مکلف و عاقل باشند و با قصد و اختیار خود مزارعه را انجام دهند و سفیه نباشند یعنى مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف نکنند.

سوم  مالک و زارع از تمام حاصل زمین ببرند پس اگر مثلاً شرط کنند که آنچه اول یا آخر مى رسد، مال یکى از آنان باشد مزارعه باطل است.
چهارم  سهم هر کدام نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها باشد پس اگر مالک بگوید در این زمین زراعت کن و هر چه مى خواهى به من بده صحیح نیست.
پنجم مدتى را که باید زمین در اختیار زارع باشد معین کنند و باید مدت به قدرى باشد که در آن مدت، بدست آمدن حاصل ممکن باشد.
ششم  زمین قابل زراعت باشد، ولى اگر زراعت در آن ممکن نباشد، اما بتوانند کارى کنند که زراعت ممکن شود، مزارعه صحیح است.
هفتم  اگر منظور هر کدام آنان زراعت مخصوصى است، چیزى را که زارع باید بکارد معین کنند ولى اگر زراعت معینى را در نظر ندارند یا زراعتى را که هر دو در نظر دارند معلوم است، لازم نیست آن را معین نمایند.
هشتم  مالک، زمینى را معین کند، پس کسى که چند قطعه زمین دارد و با هم تفاوت دارند، اگر به زارع بگوید در یکى از این زمینها زراعت کن و آن را معین نکند مزارعه باطل است.
نهم  خرجى را که هر کدام آنان باید بکنند معین نمایند، ولى اگر خرجى را که هر کدام باید بکنند معلوم باشد، لازم نیست آن را معین نمایند.
مسأله 2226  اگر مالک با زارع قرار بگذارد که مقدار از حاصل براى او باشد وبقیه را بین خودشان قسمت کنند، چنانچه بدانند که بعد از برداشتن آن مقدار چیزى باقى مى ماند مزارعه صحیح است.

مسأله 2227  اگر مدت مزراعه تمام شود وحاصل بدست نیاید، چنانچه مالک راضى شود که با اجاره یا بدون اجاره زراعت در زمین او بماند و زارع هم راضى شد مانعى ندارد، و اگر مالک راضى نشود، مى تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند و اگر براى چیدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نیست عوض آن را به او بدهد، ولى زارع اگر چه راضى شود که به مالک چیزى بدهد، نمى تواند مالک را مجبور کند که زراعت در زمین بماند. مگر در صورتى که بقاء زرع موجب ضرر مالک نشود و چیدن آن موجب ضرر زارع شود و حاصل بدست نیامدن از ناحیه تأخیر زارع و یا اهمال او نباشد در خصوص این صورت مى تواند مجبور کند مالک را به بقاء زرع و اجرت المثل زمین را هم باید بدهد.

مسأله 2228  اگر به واسطه پیش آمدى زراعت در زمین ممکن نباشد مثلا آب از زمین قطع شود، مزارعه بهم مى خورد، واگر بدون عذر زراعت نکند، چنانچه زمین در تصرف او بوده و مالک در آن تصرفى نداشته است، باید اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالک بدهد.

مسأله 2229  اگر مالک و زارع صیغه خوانده باشند، بدون رضایت یکدیگر نمى توانند مزارعه را بهم بزنند ونیز اگر مالک به قصد مزارعه زمین را به کسى واگذار کند، بعد از آنکه او مشغول عمل شد یا قبل از شروع در عمل در صورتى که معامله تمام شده باشد، جایز نیست بدون رضایت یکدیگر معامله را بهم بزنند، ولى اگر در ضمن خواندن صیغه مزارعه شرط کرده باشند که هر دو یا یکى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مى توانند مطابق قرارى که گذاشته اند معامله را بهم بزنند.

مسأله 2230  اگر بعد از قرار داد مزارعه، مالک یا زارع بمیرد، مزارعه بهم نمى خورد و وارثشان بجاى آنان است، ولى اگر زارع بمیرد و شرط کرده باشند که خود زارع زراعت را انجام دهد، مزارعه بهم مى خورد وچنانچه زراعت نمایان شده باشد، باید سهم او را به ورثه اش بدهند و حقوق دیگرى هم که زارع داشته، ورثه او ارث مى برند ولى نمى توانند مالک را مجبور کنند که زراعت در زمین باقى بماند.

مسأله 2231  اگر بعد از زراعت بفهمند که مزارعه باطل بوده، چنانچه تخم مال مالک بوده حاصلى هم که بدست مى آید مال اوست و باید مزد زارع و مخارجى را که کرده و کرایه گاو یا حیوان دیگرى را که مال زارع بوده و در آن زمین کار کرده به او بدهد، واگر تخم مال زارع بوده زراعت هم مال اوست و باید اجاره زمین و خرجهاى را که مالک کرده وکرایه گاو یا حیوان دیگرى که مال او بوده و در آن زراعت کار کرده به او بدهد.

مسأله 2232  اگر تخم مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند که مزارعه باطل بوده، چنانچه مالک و زارع راضى شوند که با اجرت یا بى اجرت زراعت در زمین بماند اشکال ندارد، و اگر مالک راضى نشود، پیش از رسیدن زراعت هم مى تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند، و زارع اگر چه راضى شود چیزى به مالک بدهد، نمى تواند او را مجبور کند که زراعت در زمین بماند، و نیز مالک نمى تواند زارع را مجبور کند که اجاره بدهد وزراعت را در زمین باقى بگذارد مگر در صورتى که بقاء زرع موجب ضرر مالک و از کندن آن نفعى نبرد، وچیدن آن موجب ضرر زارع شود، در خصوص این صورت مى تواند مالک را مجبور کند به بقاء زرع، واجرۀ المثل زمین را باید به او بدهد.

مسأله 2233  اگر بعد از جمع کردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ریشه زراعت در زمین بماند وسال بعد دو مرتبه حاصل دهد، حاصل سال دوم مال صاحب تخم است مگر آنکه شرط کرده باشند که آن راهم مثل سال اول قسمت کنند که در این صورت باید به شرط عمل شود.


نوع مطلب : احكام خرید و فروش 



تمام حقوق این سایت مربوط به سامانه پیامک کوتاه انصارالمهدی تبریز می باشد