تبلیغات
بازار 313 - احكام مساقات و مغارسه

با كسب روز‌ی حلال پیش بسوی رستگاری

احكام مساقات و مغارسه

نویسنده :بازار 313
تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-05:46 ب.ظ

(از رساله توضیح المسائل آیت الله خراسانی):



مسأله ۲۲۹۰ ـ اگر انسان با كسى قرارداد كند كه درختهاى میوه اى را كه میوه آن مال خود او است یا اختیار میوه هاى آن با او است تا مدّت معینى به آن كس واگذار نماید كه تربیت كند و آب دهد و به حصّه مشاعى*** كه قرار مى گذارند از میوه آن بردارد، این قرارداد را مساقات مى گویند.

*** حصّه مشاعى: یعنی در حین بستن قرارداد نسبت به كُلّ یا قسمت مشخصی از میوه ها سهم میبرند، اگر گفته باشد از كل درختان، در اینصورت سهمی از همه میوه ها می برد و اگر گفته باشد از قسمتی از درختان، سهمی از قسمت مشخص شده میبرد؛ در خلاصه یعنی : وابسته به نحوه قراردادی است كه بین خود به تفاوق رسیده اند.

مسأله ۲۲۹۱ ـ معامله مساقات در درختهایى كه مثل بید و چنار میوه نمى دهد صحیح نیست ، و در مثل درخت حنا كه از برگ آن استفاده مى كنند اشكال دارد.

مسأله ۲۲۹۲ ـ در معامله مساقات لازم نیست صیغه بخوانند ، بلكه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را واگذار كند و كسى كه كار مى كند به همین قصد تحویل بگیرد ، معامله صحیح است.

مسأله ۲۲۹۳ ـ مالك و كسى كه تربیت درختها را به عهده مى گیرد باید عاقل و بالغ باشند ، و باید كسى آنها را به ناحق اكراه نكرده باشد ، و نیز مالك شرعاً از تصرّف در مالش ممنوع نباشد ، مانند سفیه ـ كه مال خود را در كارهاى بیهوده مصرف مى كند ـ و كسى كه از طرف حاكم شرع از تصرّف در مال خود به جهت افلاس منع شده است ، و همچنین عامل درصورتى كه عملش مستلزم تصرّف در مالش باشد ، و مساقات با سفیه بدون اذن ولىّ جایز نیست.

مسأله ۲۲۹۴ ـ مدّت مساقات باید معلوم باشد و كمتر از زمانى كه میوه به دست مى آید نباشد ، و اگر اوّل آن را معین كنند و آخر آن را موقعى قرار دهند كه میوه آن سال حاصل مى شود ، صحیح است.

مسأله ۲۲۹۵ ـ باید سهم هر كدام به نحو كسر مشاع مانند نصف یا ثلث حاصل باشد و اگر قرار بگذارند كه مثلا صد من از میوه ها مال مالك و بقیه مال كسى باشد كه كار مى كند ، معامله باطل است.

مسأله ۲۲۹۶ ـ باید قرار مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند ، یا بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن در صورتى كه كارى مانند آبیارى كه براى تربیت درخت و زیاد شدن میوه لازم است باقى مانده باشد ، و در غیر این دو صورت اگر چه احتیاج به كارى مانند چیدن میوه و نگهدارى آن داشته باشد ، معامله صحیح نیست ، بلكه اگر احتیاج به آبیارى براى زیاد شدن و بهتر شدن میوه نداشته باشد ، هر چند كارى باشد كه براى تربیت درخت لازم است ، صحّت معامله محلّ اشكال است.

مسأله ۲۲۹۷ ـ صحّت معامله مساقات در میوه هایى كه ریشه ثابت ندارند ـ مانند بوته خربزه و خیار ـ محلّ اشكال است.

مسأله ۲۲۹۸ ـ درختى كه از آب باران یا رطوبت زمین استفاده مى كند و به آبیارى احتیاج ندارد ، اگر در زیاد شدن یا بهتر شدن میوه به كارهاى دیگر ، مانند بیل زدن و كود دادن محتاج باشد ، مساقات در آن صحیح است.

مسأله ۲۲۹۹ ـ دو نفرى كه معامله مساقات كرده اند با رضایت یكدیگر مى توانند معامله را به هم بزنند ، و نیز اگر در ضمن قرارداد مساقات شرط كنند كه هر دو یا یكى از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشد ، مطابق قرارى كه گذاشته اند به هم زدن معامله اشكال ندارد ، و اگر در ضمن معامله مساقات شرطى كنند و به آن شرط عمل نشود ، كسى كه به نفع او شرط كرده اند مى تواند معامله را به هم بزند ، و همچنین مى تواند ـ مثل سایر موارد شروط ـ طرف مقابل را به وسیله حاكم شرع به وفاى به شرط اجبار كند.

مسأله ۲۳۰۰ ـ اگر مالك بمیرد ، معامله مساقات به هم نمى خورد و ورثه اش به جاى او هستند.

مسأله ۲۳۰۱ ـ اگر كسى كه تربیت درختها به او واگذار شده بمیرد ، چنانچه در عقد شرط نكرده باشند كه خودش آنها را تربیت كند ، ورثه اش به جاى او هستند ، و اگر خودشان عمل را انجام ندهند و اجیر هم نگیرند ، حاكم شرع از مال میت اجیر مى گیرد و حاصل را بین ورثه میت و مالك قسمت مى كند ، و اگر قرارداد كرده باشند كه خود او درختها را تربیت كند ، با مردن او معامله به هم مى خورد.

مسأله ۲۳۰۲ ـ اگر شرط شود كه تمام حاصل براى مالك باشد ، مساقات باطل است و میوه مال مالك مى باشد ، و كسى كه كار مى كند نمى تواند مطالبه اجرت نماید ، ولى اگر باطل بودن مساقات به جهت دیگرى باشد ، مالك باید مزد آبیارى و كارهاى دیگر را به مقدار معمول به كسى كه درختها را تربیت كرده بدهد ، و چنانچه مقدار معمول بیشتر از مقدار قرارداد باشد ، لزوم دادن زیادى محلّ اشكال است ، و احوط صلح است.

مسأله ۲۳۰۳ ـ اگر زمینى را به دیگرى واگذار كند كه در آن درخت بكارد و آنچه عمل مى آید مال هر دو باشد ، این معامله ـ كه آن را مغارسه گویند ـ باطل است ، پس اگر درختها مال صاحب زمین بوده ، بعد از تربیت هم مال اوست ، و باید مزد كسى كه آنها را تربیت كرده بدهد ، مگر این كه اجرت بیشتر از سهمى باشد كه براى عامل معین شده كه در این صورت لزوم دادن زیادى محلّ اشكال و احتیاط در صلح است ، و اگر مال كسى بوده كه آنها را تربیت كرده ، بعد از تربیت هم مال اوست ، و مى تواند آنها را بكند ، ولى گودالهایى را كه به واسطه كندن درختها پیدا شده باید پُر كند و اجاره زمین را از روزى كه درختها را كاشته به صاحب زمین بدهد ، مگر این كه اجاره زمین از سهمى كه از تربیت درختها براى مالك معین شده بیشتر باشد ، كه در این صورت لزوم دادن زاید محلّ اشكال و احوط صلح است.

و مالك هم مى تواند او را ملزم نماید كه درختها را بكند ، و اگر به واسطه كندن درخت عیبى در آن پیدا شود چیزى بر صاحب زمین نیست ، ولى اگر خود صاحب زمین درختها را بكند و عیبى در آنها پیدا شود ، باید تفاوت قیمت آنها را به صاحب درخت بدهد و صاحب درخت نمى تواند او را ملزم كند كه ـ با اجاره یا بدون اجاره ـ درخت را در زمین باقى بگذارد ، و همچنین صاحب زمین نمى تواند صاحب درختها را ملزم نماید كه ـ با اجاره یا بدون اجاره ـ درختها در زمین او بماند.



نوع مطلب : احكام خرید و فروش 



تمام حقوق این سایت مربوط به سامانه پیامک کوتاه انصارالمهدی تبریز می باشد