تبلیغات
بازار 313 - سؤالات متفرقه (10)

با كسب روز‌ی حلال پیش بسوی رستگاری

سؤالات متفرقه (10)

نویسنده :بازار 313
تاریخ:چهارشنبه 19 مهر 1391-12:26 ق.ظ

(ازبخش استفتائات سایت  آیت الله مكارم شیرازی):




میزان سود کالا

لطفا بفرمایید در خرید و فروش کالا حد سودی که روی کالا گذاشته می شود تا چه حد شرعی است و تاجر تا حد مجاز می باشد ؟

در صورتی که از سوی حکومت اسلامی قیمت خاصی برای کالا معیّن نشده، فروشنده می تواند کالای خود را به هر قیمتی بفروشد ولی رعایت انصاف در هر حال لازم است.

سود تجارت در وقت اداری

اگر فردی در شرایطی از محیط اداری در جهت کارهای شخصی استفاده کند و سود برد چگونه میتواند آن را جبران نماید؟

سود مذکور تعلق به خود او دارد ولی به مقداری که از وقت اداره یا وسایل آن صرف کرده مدیون است.




معاملات خارجی بر پایه قوانین بین المللی

در مورد زیر شدیداً ابهام دارم لطفا تکلیف مرا از نظر شرعی بفرمایید:
بنده تاجر یک شرکت معتبر و بین المللی در تهران میباشم که تجارت خرید و فروش خارجی شرکت را بنده انجام میدهم. همانطور که حضرت عالی اطلاع دارید کلیه تجارت ها و نحوه معامله ها میان تمامی کشورها اعم از مسلمان و غیرمسلمان بر اساس قانون تجارت انجام میشود و هیچ کشوری خلاف آن را قبول ندارد. حال سوال بنده این است که آیا ما باید تحقیق کنیم که قانون تجارت بر اساس موازین اسلامی است تا معاملات ما شرعا حلال باشد یا لازم نیست؟ (باتوجه به اینکه این قانون تجارت را کشورهای اروپایی وضع کرده اند و مورد پذیریش تمای کشورهای جهان است)

چنانچه معاملات و خرید و فروش ها مطابق عقود و احکام اسلامی باشد تحقیق لازم نیست.

پیش فروش یا پیش خرید سکه

در خرید و فروش سکه طلا (درمقابل پول) آیا باید معامله نقدی بوده و در مجلس تبادل طلا و پول انجام شود؟ درخصوص پیش فروش یا پیش خرید سکه طلا (درمقابل پول) چگونه است؟

پیش فروش و پیش خرید سکه طلا در صورتی که نقدا وجه آن پرداخته شود اشکالی ندارد و نقد بودن طرفین لازم نیست.

خرید و فروش ارز دولتی به صورت آزاد

خرید دلار دولتی و فروش آزاد آن چه حکمی دارد ؟

در امثال مسافران که به سفر می روند مانعی ندارد سهمیه خود را بفروشند ولی اگر از قبیل ارز و دلاری باشد که برای وارد کردن اجناس و مانند آن می گیرند ، چنانچه بفروشد و جنسی وارد نکند حرام است .

خرید و نگهداری برخی اقلام به منظور گران شدن آن

خواهشمند است پاسخ سوالات زیر را بیان فرمایید :
1- در جامعه اسلامی اگر خرید و فروش و نگهداری شمش و مسکوکات طلا موجب گرانی و افزایش قیمت طلا و به تبع آن باعث گرانی کالاهای مورد نیاز مردم باشد حکم این معامله چیست؟
2- در جامعه مسلمانان خرید و فروش و نگهداری ارز و پول خارجی که موجب گرانی ارز و به تبع آن رکود یا تعطیلی کارخانجات و گرانی تولیدات و محصولات و مایحتاج مردم می شود درچنین شرایطی می شود به خرید و فروش و احیانا نگهداری ارز اقدام نمود؟
3- همچنین در جامعه مسلمین زمین های شهری، چه آنها که تفکیک شده یا بعدا می شود اگر به منظور گران شدن زمین خریداری و نگهداری شود به گونه ای که باعث گرانی زمین و مسکن و در نهایت افزایش قیمت زمین و مسکن موجب خواهد شد که عده ای همیشه با مشکل مسکن مواجه شوند، حکم اینگونه معاملات چیست؟

به طور کلی آنچه که موجب ضربه و خسارت به اقتصاد نظام اسلامی و اختلال در نظام معیشت و زندگی مردم است حرام است.


مصداق فریب افکار عمومی

به چه عنوانین و محتواهایی می توان گفت که مصداق فریب افکار عمومی هستند ؟

کارها و اخباری که سبب می شود مردم در انتخاب راه صحیح اشتباه کنند ، خواه در مسایل سیاسی باشد یا اجتماعی یا اقتصادی .

بزرگنمایی یا کوچک نشان دادن برخی اخبار

آیا بزرگنمایی کردن برخی حوادث و رویدادها مشکلات یا موفقیت ها و یا بالعکس کوچک شمردن و حقیر جلوه دادن برخی از رخدادها و و مشکلات و یا توفیقات در رسانه ها ( سمعی –بصری –نوشتاری و.....) مصداق فریب افکار عمومی نیست ؟

شک نیست که باید واقعیت ها را آن گونه که هست ارایه داد تا فریب افکار عمومی نباشد ،مگر اینکه مصلحت مهمی ایجاب کند که موقتا واقعیت ذکر نشود.

وقوع خسارت بر اثر عدم اطلاع رسانی یا سانسور خبری

آیا سرپوش گذاشتن یا به اصطلاح اطلاع رسانی نکردن نسبت به برخی مشکلات و معضلات اجتماعی یا فرهنگی یا سیاسی و یا خصوصا اقتصادی که امروزه بطور ملموسی با زندگی افراد جامعه گره خورده و اکثر اوقات بر تصمیم گیری و اتخاذ موضع توسط آحاد مردم در زندگی روز مره تاثیر گذار است و چه بسا این اطلاع رسانی نکردن و یا سرپوش گذاشتن منجر به ضرر و خسارت میگردد ، از نظر فقهی حکم خاصی دارد یا خیر ؟
مثلا فرد بخاطر عدم اطلاع رسانی دستگاههای ذی ربط در مورد رکود یا افت ارزش یک سهام و چه بسا تمجید و تعریف و بزرگنمایی دست آورد کوچک ، وارد بورس شده و آن سهم را خریداری میکند درحالی که با ورود در بازار دچار خسارت میگردد . حال آیا اینگونه بزرگنمایی یا کوچک نمایی ها حکم فقهی خاصی دارد یا خیر ؟

هرگونه اغراق دیگران در این امور که سبب خسارت شود موجب ضمان است.

تکلیف یارانه زنی که بی دلیل خانه شوهر را ترک کرده

اینجانب به خاطره پاره ای از مشکلات ، همسرم منزل را ترک نموده است ؛ مبلغی که برای یارانه همسرم به حساب من می ریزند چه حکمی دارد؟ میتوانم خودم خرج کنم و یا به ایشان بدهم با توجه به این نکته که هیچ گونه ارتباطی ندارم ؟

اگر بدون عذر موجه رفته است یارانه به مرد تعلق دارد.

منظور از حذف اختلاف طبقاتی

چرا از میان برداشته شدن اختلاف طبقاتی (اقتصادی) از نظر اسلام مطلوب است؟

منظور از حذف اختلاف طبقاتی این نیست که مردم همه با هم مساوری باشند این امر محال است بلکه منظور این است که فقیری در جامعه اسلامی نباشد.

پورسانتی که مسئول خرید شرکت ها و ادارات دریافت می کند

در هنگام خرید از شرکت های داخلی و خارجی فروشنده مبلغی را به عنوان پورسانت و یا ترغیب بیشتر به مسئول خرید دولت می دهد :
1-آیا مسئول خرید حق تصرف در این مبلغ را دارد ؟
2- اگر حق تصرف ندارد علت و فلسفه حرمت این حکم چیست ؟
3-آیا باید به بیت المال برگرداند یا تکلیف دیگری دارد؟

تنها با دو شرط گرفتن آن جایز است:
نخست اینکه هیچ تاثیری در قیمت جنس و یا انتخاب شرکت فروشنده ای که در سطح پایین تری قرار دارد نداشته باشد و دومی اینکه گرفتن آن وجه بر خلاف مقررات شرکت خریدار نباشد.

کافی نبودن انتقال سند در تحقق عنوان "قبض"

شخصی بخشی (مثلا یک دانگ) از ملک خود را (به صورت مشاع) به همسرش میبخشد. همسر آن را قبول میکند.
کل ملک مورد نظر در اجاره بلند مدت شخص ثالثی میباشد. از آنجا که قبض، شرط صحت هبه میباشد و ملک مورد نظر نیز در ید مستاجر میباشد، قبض آن به چه صورت متصور است؟
آیا انتقال رسمی سند(یک دانگ) به نام همسر، در تحقق قبض کافیست؟
اگر انتقال رسمی سند، قبل از هبه انجام شده باشد، چطور؟ آیا صدق قبض متقدم میکند؟
آیا میتوان تصرف در منافع (مال الاجاره) آن را در تحقق قبض کافی دانست؟

انتقال سند به تنهایی قبض نیست ولی اگر اختیار ملک را به او بدهد به گونه ای که بتواند مال الاجاره ها را مطالبه کند حکم قبض را دارد.

مفهوم حدیث " لا تخطب أحدکم علی خطبة أخیه"

آیا این حدیث درست است و اگر درست است منظور آن چیست؟ رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمود: لا تخطب احدکم على خطبة اخیه. ) جواهر الکلام، ج 30، ص 124
هیچ یک از شما، دخترى را که دیگرى خواستگارى کرده، خواستگارى نکند.

منظور این است که داخل در برنامه شخص دیگری که انتخاب او قبل از انتخاب شما بوده است نشوید و در بیع و معاملات دیگر نیز همین معنا ساری و جاری است.


نوع مطلب : استفتائات 
دنبالک ها: آخرین استفتائات 



تمام حقوق این سایت مربوط به سامانه پیامک کوتاه انصارالمهدی تبریز می باشد